محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
66
آثار عجم ( فارسى )
- عليه السّلام - بوده . از كلمات اوست كه فرمود : بر كارى كه نفس را از ارتكاب آن منع نتوانى ، ديگرى را عقاب مكن . و فرمود : رغبت به صحبت كسى كه از تو اعراض كند ، موجب ذلّت است و اعراض از صحبت كسى كه با تو رغبت كند ، از قصور همّت . و فرموده : راحت يأس « 1 » و لذّت ادراك برابرند . اقليدس « 2 » [ Euclide ] ( 7 ) از حكماى عاليمقدار شهر صور « 3 » است و او را اقليدس نجّار گويند . علم رياضى « 4 » را ، وى منتشر ساخت و كتبى چند در آن علم مدوّن فرمود . بعضى گفتهاند : آن كسى است كه اولا در رياضى سخن گفت . به هر حال كتابى كه در هندسه نوشته و نام خود را بر آن نهاده و از اهل اين فن شروحى چند بر آن نوشتهاند ، الحال موجود و متداول است و مصنّفات ديگر ، مثل كتاب تأليف اللحّون و كتاب مناظر و كتاب ثقل و خفّت و غير ذلك دارد كه اكثر آنها را به زبان عربى ، در زمان مأمون الرشيد ، ترجمه نمودهاند و بسيار از تأليفاتش به زبان انگريزى ديده شد كه ترجمه نمودهاند و شروحى بر آنها نوشتهاند . بالجمله ، ظهورش را 5215 سال بعد از هبوط آدم گفتهاند . از كلمات اقليدس است : الخطّ هندسة [ 39 f ] روحانيّة ظهرت بآلة جسمانيه « 5 » . و فرمود : در ميان دو كس دشمنى ميفكن كه ايشان چون صلح كنند ، تو در ميانه شرمسار مانى . نيز فرمود : دنيا را چون آتش خيال كن و چنان كه به جهت سرانجام معاش ، قدرى آتش كفايت كند ، همچنان بقدرى از نعمت دنيا قناعت نما « 6 » . گويند شخصى به او گفت : من جهد مىكنم تا رشتهء حيات ترا منقطع سازم . جواب فرمود : من هم جهد مىكنم كه آتش غضب ترا فرو نشانم .
--> ( 1 ) . نااميدى است . ( 2 ) . به ضم اول و كسر دال - پيش از اين مذكور شد - و آن به معنى كليد هندسه است . ( 3 ) . به ضم اول شهرى است در كنار بحر شام . ( 4 ) . معنى آن گذشت . ( 5 ) . يعنى خط و كتابت هندسه روحانى است . آشكار مىگردد آن هندسه به آلتى كه جسمانى است كه بنان و قلم باشد . مراد اين است كه خط صورتى در نفس دارد كه با آن آلت ، وجود خارجى پيدا مىكند . ( 6 ) . مراد حكيم از اين كلام اين است كه آتش اگر زياده از حاجت باشد ، خانه را بسوزاند ؛ همچنين نعمتهاى دنيا زياده از ضرورت ، خانهء دين را خواهد سوخت .